الگوی تدریس چرخه یادگیری شناختی
الگوی تدریس در آموزش غیرحضوری با توجه به چرخه یادگیری شناختی
با توجه به اهمیت یادگیری عمیق در دوره ابتدایی الگوی تدریس واحدی را براساس چرخه یادگیری شناختی پیشنهاد میکنیم که در تدریس تمامی دروس قابل استفاده است.
چرخه یادگیری شناختی در واقع یک مسیر چهار مرحلهای و هدفمند برای تدریس است که ذهن دانشآموز را قدم به قدم برای فهم عمیق یک مطلب آماده میکند؛ این چرخه برگرفته از روش تدریس معروف 5e است که برای آموزش غیرحضوری سادهتر شده است.
در بخش طرح درس های روزانه سایت یار معلم می توانید انواع طرح درس با الگوی e5 را دانلود و استفاده کنید
به زبان ملموس و خلاصه، به جای اینکه معلم از همان ابتدا شروع به سخنرانی و تدریس مستقیم کند، ذهن دانشآموز را از این ۴ ایستگاه عبور میدهد
در چرخه یادگیری شناختی، مرحله توصیف و شرح و بسط، تلفیق شده است؛ لذا چرخه یادگیری شناختی شامل چهار گام به این شرح است:
- گام اول: درگیری
- گام دوم: جستجوگری
- گام سوم: توصیف و تبیین
- گام چهارم: ارزشیابی
در آموزش غیرحضوری لازم است با کوتاهترین و بهصرفهترین روش، یادگیری عمیق اتفاق بیافتد و معلم از بارگذاری فایلهای متعدد پرهیز کند؛
توجه داشته باشید ارسال فایلهای متعدد و طولانی موجب خستگی جسمی و روانی معلم، دانشآموز و والدین میشود و همچنین بار اقتصادی نیز دارد.
در آموزش از راه دور لازم است معلم برای هر مفهوم ابتدا سناریوی آموزشی منطبق بر چرخه یادگیری بنویسد، سپس ابزارهای چهار گام چرخه را متناسب با مفهوم مورد آموزش آماده کند.
گامهای الگوی تدریس مبتنی بر چرخه یادگیری شناختی (گام اول)
گاماول: درگیری شناختی و ایجاد انگیزه
نقطه عزیمت در یادگیری هر مفهوم آموزشی (چه جزئی و چه کلی)، درگیر کردن همزمان ذهن و احساسات دانشآموز است؛ فرایندی که در میان معلمان به عنوان (ایجاد انگیزه) یا انداختن (قلاب یادگیری) شناخته میشود.
از منظر علم روانشناسی آموزش، هدف اصلی در این گام ایجاد حس کنجکاوی در ذهن دانشآموز است تا او را از یک شنونده منفعل به یک یادگیرنده مشتاق تبدیل کند.
در این مرحله، معلم به عنوان یک طراح آموزشی، از هر ابزاری که با سناریوی تدریس او همخوانی دارد بهره میگیرد تا ذهن دانشآموز را با چالش موضوع جدید درگیر کند.
بهطور ملموس و در صحنه عمل، معلم میتواند:
یک داستان کوتاه و هدفمند روایت کند و با طرح یک پرسش چالشی (بازپاسخ) در انتهای آن، موتور مفهومسازی و تفکر انتقادی را در ذهن دانشآموز روشن کند.
یا به جای شروع خشک و مستقیم درس، با پخش یک کلیپ ویدیویی کوتاه از یک پدیده جذاب یا نمایش چند اسلاید از مسائل روزمره و واقعی که با درس جدید در ارتباط است؛ آموزش را کلید بزند و توجه دانشآموز را کاملاً به تسخیر موضوع درس درآورد.
توجه به این نکته بسیار ضروری است که ایجاد انگیزه نباید طولانی باشد و یا باعث درگیری و حواس پرتی دانش آموز شود.
بهترین ایجاد انگیزه، تبدیل کردنِ «موضوع درس» به یک «گره یا معمای قابل حل» در دنیای واقعی دانشآموز است.
گامهای الگوی تدریس مبتنی بر چرخه یادگیری شناختی مناسب تدریس مجازی (گام دوم)
گامدوم: جستوجوگری و کشف مفاهیم
این مرحله، در واقع ادامه گام اول است؛ با این تفاوت که آن هیجان و کنجکاوی اولیه، حالا به صورت هدفمند به سمت موضوع اصلی درس هدایت میشود.
از نگاه روانشناسی یادگیری، هدف این گام این است که مفهومسازی در ذهن دانشآموز وسعت پیدا کند.
به زبان سادهتر، دانشآموز در این مرحله تلاش میکند برای همان پرسشها و گرههای ذهنی که در مرحله قبل (درگیری) برایش ایجاد شده بود، شخصاً پاسخهایی منطقی پیدا کند تا ذهنِ کنجکاوِ او به آرامش و فهمِ جدید برسد.
نقش معلم و ابزارهای جستوجو:
نکته علمی و کلیدی در این گام این است که معلم نباید پاسخهای آماده را به دانشآموز بدهد (پرهیز از انتقال مستقیم اطلاعات).
بلکه هنر معلم این است که در نقش یک «هدایتگر»، شرایطی فراهم کند تا دانشآموز خودش مفاهیم را کشف کند و یادگیریِ فعال اتفاق بیفتد.
معلم برای رقم زدن این جستوجوگری، بسته به سناریوی تدریس خود از ابزارهای ملموس متنوعی استفاده میکند؛ از جمله:
- خواندن یک متن و استخراج نکات کلیدی آن
- پیدا کردن رمز یک جدول یا حل یک معما
- تکمیل کاربرگهای هدفمند
در جلسه قبل از دانشآموز بخواهد گفتوگویی با والدین داشته باشند و اطلاعاتی پیرامون موضوعی که مشخص میکند جمعآوری کنند (استفاده از ظرفیت یادگیری اجتماعی)
جستوجوی هدایتشده در اینترنت
در این گام، دانشآموز با انجام این فعالیتها، به جای حفظ کردنِ درس، خودش آجر به آجرِ مفهوم جدید را در ذهنش میچیند و میسازد.
گامهای الگوی تدریس مبتنی بر چرخه یادگیری شناختی (گام سوم)
گامسوم: توصیف و تبیین مفاهیم اصلی درس
این مرحله، در واقع قلب تپنده و بخش اصلی آموزش است؛ اما تفاوت آن با روشهای سنتی در این است که معلم تدریس را از نقطه صفر آغاز نمیکند، بلکه آن را کاملاً بر پایهی یافتهها و تجربیات دانشآموز در دو گام قبلی استوار میسازد.
از منظر علمی، این مرحله زمانِ «صورتبندی مفاهیم» و انسجامبخشی به آموختههای پراکنده است.
نقش معلم در این گام: پیوند دادن کشفیات به مفاهیم علمی
در مرحله قبل (جستوجوگری)، دانشآموزان تلاش کردند و پاسخها یا یافتههای خام خود را برای معلم ارسال نمودند؛ در این گام، هنر معلم این است که از همان پاسخهای ارسالی به عنوان «مصالح اصلی تدریس» استفاده کند.
معلم با کنار هم قرار دادن پاسخهای درست و حتی اصلاحِ خطاهای شناختی دانشآموزان، به آنها کمک میکند تا آنچه را که به صورت تجربی کشف کردهاند، حالا با زبان علمی، دقیق و ساختاریافته بشناسند.
اصل طلایی در این گام:
قاعده بسیار مهم در مرحله توصیف این است که تا حد امکان از روش «سخنرانی و انتقال یکطرفه اطلاعات» پرهیز شود.
اگر معلم متکلم وحده باشد و صرفاً به ارائه مستقیم موضوع بپردازد، دانشآموز دوباره به یک گیرنده منفعل تبدیل شده و ارتباط او با چرخه یادگیری قطع میشود؛ در عوض، معلم باید با هدایت بحث و ارجاع مداوم به تلاشهای خود بچهها (مثلاً: همانطور که علی اشاره کرد… یا جدولی که سارا حل کرد به ما نشان میدهد که… )، مفهوم اصلی درس را در ذهن آنها تثبیت کند.
گامهای الگوی تدریس مبتنی بر چرخه یادگیری شناختی (گام چهارم)
گامچهارم: ارزشیابی و تثبیت آموختهها
هرچند در سه گامِ قبلی، «ارزشیابی فرایندی یا تکوینی» بهطور پیوسته جریان داشت و معلم از آن به عنوان یک ابزار هدایتگر برای یادگیری استفاده میکرد، اما در پایان این چرخه، نیازمند یک ایستگاه پایانی هستیم.
از منظر علمی، هدف اصلی در این گام پایانی، مچگیری یا صرفاً امتیاز دادن نیست؛ بلکه هدف «تثبیت شناختیِ مفاهیم» و دریافت بازخوردِ نهایی از میزان تحقق اهداف درس است.
معلم در این مرحله با بررسی دقیق خروجیها، نقاط قوت و ضعف یادگیریِ دانشآموزان را شناسایی میکند تا پرونده آن مفهوم آموزشی در ذهن فراگیر به درستی بسته و ماندگار شود.
ابزارهای سنجش (حرکت به سمت ارزشیابی عملکردی):
در چرخه یادگیری شناختی، ارزشیابی باید به ماهیت واقعی یادگیری نزدیک باشد (آنچه در علوم تربیتی به آن «سنجش اصیل» یا Authentic Assessment میگویند).
بنابراین، ابزار معلم صرفاً یک آزمون سنتیِ حفظی نیست و تنوع بالایی دارد؛ از طراحی یک کاربرگ ساده و هدفمند گرفته تا «ارزشیابی مهارت محور و پروژهای».
به عنوان مثال:
فرض کنید هدف آموزشی شما، سنجش مهارتِ «درک لحن و خوانش صحیح یک شعر» است؛ به جای یک پرسش شفاهیِ خشک و استرسزا، میتوانید یک تکلیف عملکردی طراحی کنید:
از دانشآموز بخواهید یک «شب شعر خانوادگی» تشکیل دهد؛ خودش و اعضای خانواده هر کدام یکبار از روی شعر با لحنِ خودشان بخوانند و دانشآموز فایل صوتی این دورهمی را برای معلم ارسال کند.
این نوع ارزشیابی، نه تنها مهارت خواندن دانشآموز را به دقیقترین شکل میسنجد، بلکه پیوند مدرسه و خانواده را تقویت کرده و استرس ارزشیابی را به لذتِ یک تجربه واقعی تبدیل میکند.
الگوی آموزش غیرحضوری درس هدیههای آسمان بر مبنای «چرخه یادگیری شناختی»
تدریس دروسی مانند «هدیههای آسمان» که با قلب، باور و اخلاق دانشآموزان سروکار دارد، در فضای غیرحضوری نیازمند ظرافتهای خاصی است.
برای جلوگیری از خستگی و سخنرانیِ یکطرفه، بهترین راهکار استفاده از «چرخه یادگیری شناختی» در قالب یک برنامه دو جلسهای است.
جلسه اول: اجرای گام درگیری و ایجاد انگیزه
کلاس را با روخوانی متن شروع نکنید؛ به دلیل ماهیت این درس، کلاس را با یک داستان کوتاه صوتی، یک تصویر معنادار، پخش یک انیمیشن کوتاه یا طرح یک معمای اخلاقی آغاز کنید.
در این مرحله، فقط یک جرقه در ذهن دانشآموزان ایجاد میکنیم و بخش کوچکی از محتوای درس را به عنوان سرنخ به آنها میدهیم.
الگوی آموزش غیرحضوری درس هدیههای آسمان بر مبنای «چرخه یادگیری شناختی»
فاصله بین دو جلسه: اجرا گام جستوجوگری
هدف از این گام درگیر شدنِ عملیِ دانشآموز با موضوع در خانه و بسط مفاهیم است
آموزگار میتواند به جای دادن مشقِ شبِ تکراری، یک «مأموریت» تعریف کنید.
مثلاً به دانشآموزان بگوید: «بچهها تا جلسه بعد فرصت دارید از پدربزرگ یا مادربزرگ و یا پدر و مادرتان بپرسید بهترین هدیهای که از خدا گرفتهاند چه بوده است؟ » و یا «یک نقاشی بکشید که نشان دهد … » و انواع ماموریت های خلاقانه دیگری که با مفهوم درس مرتبط باشد.
دانشآموزان باید نتیجه این جستوجوگری را به صورت (ویس، عکس یا متن) پیش از جلسه دوم برای آموزگار ارسال میکنند.
توجه به این نکته ضروری است که در این مرحله همچنان به کتاب مراجعه نمیکنیم و هیچ اطلاعاتی از جانب آموزگار به دانشآموز داده نمیشود.
برای مطالعه ی سایر مقالات آموزشی رایگان سایت یار معلم از بخش وبلاگ یار معلم بازدید کنید




دیدگاهتان را بنویسید